کارهای آنیسای من تا الان
واما از کارهایی که تا الان میتونی انجام بدی 6 ماه و 11 روزگی
جدید ترین کارت امروز این بوده که برای اولی بار با اون نصفونیمه دندونی که در اوردی مامانی و حسابی گاز گرفتی که من جیغ بنفشی کشیدم و خودتم هاج و واج به من نگامیکردی ...که یعنی چی شده حالا اتفاقی نیفتاده ..ولی تو که نمی دونی چه دردی داشت....حالا که به قوله مامانی یه پاره دندون داری اینجوری وای به روزی که 2تا بشه ..3تا بشه و....
از خیلی وقت پیش دستای کوچولوتو میگرفتم ومیزدم به جزای صورتم واسمشونو میگفتم وقتی به بینی ام میرسیدم کف دستتو میزاشتم روی بینی ام ومیگفتم بیب بیب ...بیب بیب...و تو خوشت میومدو میخندیدی
واز چند روز پیش دیگه هر وقت میگم بیب بیب خودت دستتو میاری میزنی به بینی ام ومنم کلی مسرور میشم.
واینکه دیگه وقتی روی پهلو خوابیده باشه خودت بدون کمک ما اگه حالشو داشته باشی دمرو میخوابی و دستتم هرچند گیر باشه در می یاری...قربونت برم من
اسباب بازی هاتو که اطرافت میچینم وقتی اینطرف و اون طرف پرتاب میکنی دستتو حسابی میکشی به طزفش ..واونقدر شدید انجام میدی که بعضی وقتا با صورت میای رو زمین....واون وقت اینم قیافه منه...

و یک هفته پیش هم توی اتاق خواب بودیم که در کمد باز بود و تو هی به اونجا نگا میکردی و میگفتی ..هو هو هو....مثل اینکه بخوای بهمون نشون بدی که ترسدی...کنجکاو شدم ببینم چی تورو ترسونده...و چشمم افتاد به جاروبرقی .....بععععله خوشگلم ...تو از جارو برقی تر سیدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟الاهی مامانی قربونت بره با این ترس های ظریفت
امشب هم بابای داشت تورو توی خونه تاب میداد که چشمت افتاد به جای خلال دندون که چند شب پیش گذاشته بود جلوت تا باهاش بازی کنی و الان به محض دیدن دوباره شرو کردی به هوم هوم کردن که آره من اینو قبلا دیدم...فدای اون حافظه بلند مدت بشم من که داره تکمیل میشه ...
فلش کارت عارو که باهات کار میکنم خیلی دوست داری کلی با دقت نگاه میکنی
وقتی تبلت و میارم سمتت که باهم بی بی انشتین نگاه کنیم شروع میکنی ذوق کردن
ومحو تماشای اون میشی از دیروز تا الان هم فکر میکنی شخصیت هاشو واقعی هستند ومیخوای بگیریشون...وهی با دستای کوچولوت توی سرو مغز تبلت بیچاره میکوبی...اگه بابا یی بفهمه هر دوتا مونو از خونه بیرون میکنه...
اسباب بازی هاتو زیر پتوت قایم میکنم وهی میگم انیسا ماهی ات کو وتو یکم دورو برتو نگا میکنی وپتو رو شروع میکنی زیرو رو کردن وپیداش میکنی...واولین کاری هم که میکنی مستقیم میبری سمت دهنت...
فرنی هم حتما باید با موز یا سیب باشه به تنهایی اصلا دوست نداری
سوپ ماهیچه که عاشقشی با مرغ دوست نداری
فدات بشم وقتی هم غذا میخوری اینقدر خوشمزه میخوری آدمو به هوس میندازی..با هر قاشقی که دهنت میزارم میگی هووووووووووووم ....هووووووووووووم
یعنی من و بابایی عاشق این غذا خوردنتیم..
یه کار دیگتم اینه که به محض اینکه صدای موسیقی میشنوی شروع میکنی به رقصیدن..حالا هرجا باشی توی فروشگاه ...توی خیابون...با هر صدای ریتمیکی حتما نباید موسیقی شاد و بزن وبرقصی باشه....
نفس من که نت و از الان میفهمه....


کارهای آنیسای من تا الان
