گل من سرماخورده
عزیزدلم از حال وهوای 10 روز گذشته از 9ماهگی ات بگویم : امروز دقیقا 14 روز است که سرماخورده ای ...وانقدر شبانه روز نگران احوال نااحوالت بودم وغصه ات را خوردم وهی گفتم :درد وبلایت به جانم،که خودم هم 1هفته تمام سرماخوردم وآنقدر حالم بد بود که تا بحال همچنین سرمایی مرا نگرفته بود...که اگر تو نبودی محال بود بتوانم از جایم تکان بخورم ولی حال تورا که میدیدم اصلا متوجه خودم نبودم ...ومدام در آشپزخانه در حال درست کردن غذاهای مقوی وآب میوه گرفتن و اسپند دود کردن وتصویه کردن آب برای دستگاه بخور سردت بودم... سخت گذشت خیلی سخت....اولین تجربه ام از مریضی تو بود وتنها بودم بابایی هم گفتم که به خاطر سمت جدیدش دیگر مثل روزهای خوب گذشته مان نمی توانست&nbs...






