آخرین روزهای 8 ماهگی...
عزیزترینم جمعه یعنی دوروز دیگر که بیاید تو واردنهمین ماه زندگیت میشوی..... 9 ماه از با توبودن گذشت .... 9 ماه است که خدا آسمانی ترینش را به زندگیمان هدیه داده.... 9 ماه ست که فرشته ها برای محافظت از تو در آسمان خانه مان حلقه زده اند.... 9ماه ست که فرشته ها نگران تواند... چراکه بهترینشان اکنون در خانه ماست.... در قلب من ست....فرشته کوچکم با آمدنت خوشتختی ام تکمیل شد....شبها وروزها در کنارت آرامشی عجیب دارم ...همینکه برای لحظه ای نمیبینمت بی تاب میشوم ...قلبم تندتر میزند....ونفسم به سختی در می آید...همینکه چهره ملکوتی ات را میبینم آرام میگرم و یکبار دیگر مطمئن میشوم که بدون تو..نمیتوانم... این روزها بابایی سختت درگیر شرکت ست ومشغ...







